بعد ترتیبی اتخاذ میکردم که با هدی ی حوض نقره طرح دوستی بریزم و مجبورش کنم برایم کوانتوم بگوید، برایم از فلسفه های خوبش بگوید و من کارتی را که عید سال پیش به نیتش ساختم بدهم دستش
و قبلش متن کارت را جوری مینوشتم که انگار بورخس نوشته باشد
اما نمیتوانم، چون فردا امتحان آز فیزیک دارم که یک کلام نخواندم و گزارش کارم هم مانده
و هدی هم ظاهرا وبلاگش را بسته و من دستم کوتاه است